ارتباط صنعت و دانشگاه و چالشهای آن
علیلویی،ابراهیم Ali_louee@yahoo.com
چکیده :
ابتدا در مقدمه مقاله ، علت نیاز دانشگاه و صنعت به داشتن تعامل توضیح داده شده، پس از آن تاریخچه ای در مورد تاسیس تعدادی از دانشگاههای مرتبط با صنعت و شرکتهای صنعتی بزرگ در ایران ارائه گردیده است. سپس اقداماتی که در چند دهه اخیر برای برقراری ارتباط بین این دو عامل توسعه جوامع ، انجام گرفته است اشاره شده و در پایان ادبیات تحقیق به نقد و کاوش درمورد اقدامات انجام شده و مقالات نوشته شده پرداخته شده است.در انتها نتیجه و جنبه نوآوری تحقیق، بصورت راهکارهایی که می تواند موجب بهبود این ارتباط باشد ارائه شده است.
کلید واژهها :
ارتباط صنعت و دانشگاه – چالش های ارتباط صنعت و دانشگاه – دانش صریح – دانش ضمنی – مدیریت دانش-کارورزی
مقدمه :
در پارادایمهای تولید از مرحله تولید انبوه به بعد و تقریباً معاصر با آن در عصر اطلاعات که با اختراع تلفن شروع شد نیاز به دانش صریح و حضور کارکنان دانشی در عرصه سازمانهای صنعتی بیشتر احساس شد و پس ازآن ادامه حیات شرکتهای تولیدی مستلزم بکارگیری نیروی انسانی آموزش دیده بود و دسترسی به دانش فنی جهت پیشبرد اهداف و ماندن در چرخه رقابت ، همه سازمانها را به چارهاندیشی وادار کرد. این امر موجب ظهورکانونهای دانش و رشتههای فنی مختلف در این مراکز گردید. پس از ایجاد این رشتهها، بحث مدیریت دانش جهت تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و برقراری ارتباط بین قطب دانشی جامعه (دانشگاهها) و مراکز علمی از یک طرف و قطب صنعتی (شرکتها و سازمانهای تولیدی و صنعتی) از طرف دیگر بوجود آمد که روند آن در دورههای مختلف با صعود و افول همراه بود.
ارتباط و همکاری دانشگاه و صنعت مؤلفه مهمی در توسعه دانایی محور کشورها محسوب میشود و در اکثریت کشورهای توسعه یافته میتوان ریشه بالندگی علمی در دانشگاهها را معطوف به همکاری نزدیک با صنایع و برعکس, توسعه صنعتی در فضای رقابتی را ناشی از داشتن ارتباط هدفمند و تقاضا محور با صنایع دانست (4- صفحه45). در این مقاله سعی شده است به پیدایش دانشگاهها و مراکز صنعتی بزرگ در ایران و نحوه تعامل آنها و چالشهای موجود در این رابطه پرداخته شود.
ادبیات و پیشینه تحقیق :
با توجه به اهمیت موضوع و احساس چنین نیازی در جامعه ایران (همانند سایر جوامع )، ابتدا تاریخچه این دو نهاد درایران را بررسی کرده ، سپس به نقد و کاوش در زمینه تحقیقات انجام گرفته بر روی موضوع پرداخته و پس از آن در مورد حلقه گم شده اتصال دانشگاه و صنعت که در زنجیره عوامل ذکر شده به آن نپرداختهاند ، توضیح داده میشود.
تاریخچه تاسیس مراکز علمی مرتبط با
صنعت در ایران
ایجاد و توسعه دانشگاهها و مراکز علمی صنعتی به سبک جدید ، در ایران قدمت حدوداً هفتادوپنج ساله دارد و قدیمیترین دانشگاههای ایرانی که به منظور تامین نیازهای صنعت و تربیت نیروی انسانی فنی مورد نیاز آنها، تاسیس شدهاند عبارتند از :
- دانشگاه تهران در 24 اسفند ماه 1313 رسماً تاسیس گشت و با ادغام کردن دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی، مدرسه طب، مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی، مدرسه فلاحت مظفر (اولین مدرسه کشاورزی در ایران)، مدرسه صنایع و هنر(تأسیس توسط کمال الملک)، مدرسه عالی معماری، مدرسه عالی حقوق، و چند مرکز آموزش عالی دیگر تهران دایر گشت.
- دانشگاه صنعت نفت که در سال 1318 ه.ش با هدف تربیت و توسعه و بهرهبرداری از منابع انسانی در صنعت نفت راهاندازی شد .
- دانشگاه پلیتکنیک تهران یا امیرکبیر ،که در سال 1335 ه.ش تاسیس شد و در سال 1388 ه.ش با حمایت شرکت شهرکهای صنعتی تهران ،کلینیک صنعت و معدن این دانشگاه با هدف حل مشکلات فنی و تخصصی صنایع کوچک تاسیس شد.
- یکی دیگر از این مراکز ، دانشگاه علم و صنعت میباشد که هسته اولیه آن (هنر سرای عالی ) در سال 1308 ه.ش شکل گرفته که ماموریت آن تربیت دبیر فنی برای هنرستانهای صنعتی بوده و در سال 1351 ه.ش به دانشگاه علم و صنعت تغییر نام داده و به سبک امروزی به کار خود ادامه میدهد.
- همچنین دانشگاه جامع علمی کاربردی است که با هدف افزایش سطح مهارت شاغلین در سال 1370 ه.ش تاسیس گردید.
دانشگاههای صنعتی موجود درشهرهای مختلف ایران و دانشگاههای دیگری که هر چند در بدو تاسیس با رشتههای غیرصنعتی شروع کردند ولی در مراحل بعدی اکثر این مراکز با صنعت و سازمانهای تولیدی در تعامل هستند و در رشتههای صنعتی نیز به پذیرش دانشجو میپردازند، به نوعی آنها نیز موضوع بحث ما خواهند بود.
تاریخچه تاسیس شرکتهای بزرگ ایرانی
باتوجه به اینکه عمده محصول صنعتی ایران از ایام گذشته نفت و محصولات نفتی بوده است، لذا اولین شرکت صنعتی که در ایران تاسیس شد شرکت نفتی بود که راهاندازی آن توسط کشورهای غربی صورت گرفت و در سال 1333 ه.ش پس از ملی شدن صنعت نفت به یک شرکت ایرانی تبدیل شد. شرکت هواپیمایی ایران نیز از شرکتهای بزرگ صنعتی می باشد که در سال 1340 ه.ش تاسیس شد .از دیگر سازمانهای صنعتی بزرگ شرکتهای خودروسازی ایران خودرو ( تاسیس 1341 ه.ش) و شرکت سایپا (تاسیس 1344 ه.ش) می باشند.
همچنین شرکتهای صنعتی دیگری چون شرکت ذوب آهن اصفهان (تاسیس 1344 ه.ش) ، تراکتور سازی تبریز (تاسیس 1346 ه.ش)و واحدهای صنعتی دیگری که در زمانهای مختلف بنیانگذاری شده و فعالیت تولیدی داشته یا دارند.
با توجه به تاریخچهای که برای دانشگاهها و شرکتهای صنعتی ارائه گردید معلوم می شود که اولاّ یک سری از این مراکز علمی، تخصصی بوده و برای صنایع خاص مانند نفت ایجاد شده اند که با توجه به فلسفه وجودی آنها و یکی بودن مرکز عرضه و تقاضا، ارتباط آنها دوسویه و در داخل سازمان بوده و تعامل آنها فقط در یک حوزه صنعتی خاص می باشد.که جدیداً تعدادی از شرکت های نسبتاً بزرگ با الگوبرداری از این مدلها، اقدام به تاسیس برخی مراکز علمی برای آموزش نیروی کار مورد نیاز کردهاند. ثانیاّ بزرگترین مراکز دانشگاهی و تولیدی کشور ما در دورههای مختلف ، وابسته به دولتهای حاکم می باشند و در نتیجه برای داشتن تسلط روی سرمایههای فکری و هدایت آنها در مسیر توسعه کشور، بایستی اقداماتی از طرف دولتها صورت بگیرد.
در طول چند دهه گذشته از طرف دولت وسازمانهای وابسته ،ساختارهای مختلفی برای ایجاد ارتباط نزدیکتر بین طرفین عرضه و تقاضای علم و فناوری در ایران ایجاد شده است ،که تاریخچه کلی آن به چهار دوره زیر تقسیم میشود:
اولین دوره از زمان تاسیس دانشگاه تهران (1313 ه.ش) تا سال 1340 بوده است، که در این دوره تعامل دانشگاه و صنعت مبتنی برآموزش بود.دولت در راستای هماهنگ سازی دانشگاه ها با صنایع وارداتی جدید و ایجاد رشتههای دانشگاهی که مورد نیاز صنایع تازه تأسیس بودند، تلاش می کرد. ( 5– صفحه 102)
دوره دوم از سال 1340 تا 1360 که در این دوره نیز تعامل مبتنی برآموزش بود و دولت همچنان برای هماهنگ سازی دانشگاهها با صنایع تلاش میکرد با این اختلاف که در این دوره کارآموزانی از دانشگاه برای آشنایی با فنآوریهای وارداتی جدید و آشنایی با بعضی از مسائل، به شرکتهای صنعتی دولتی فرستاده میشدند. دوره سوم از سال 1360 تا 1374 که در این دوره دولت تلاش کرد مبنای تعامل دانشگاه و صنعت راعلاوه برآموزش به پژوهش نیز گسترش دهد(5– صفحه103) براین اساس تاسیس دفتر مرکزی ارتباط با صنعت در وزارت فرهنگ و آموزش عالی در سال 1362 ، تشکیل شورای هماهنگی دفاتر ارتباط دانشگاه با صنعت در سال 1365 ، تشکیل شورای عالی ارتباط صنعت و دانشگاه در وزارت صنایع سنگین سابق و ... از جمله ساختارهایی بوده که در سالهای گذشته برای برقراری ارتباط بهتر بین صنعت و دانشگاه و تسهیل فرایند ایده تا نوآوری ایجاد شده است.(1 – صفحه17)
در دوره چهارم دولت از سال 1374 به بعد کوشید مبنای جدیدی را برای تعامل دانشگاه و صنعت ارائه کند.این مبنای جدید را میتوان توسعه فناوری نامید.دولت در این راستا از سال 1379 به تأسیس شهرک علمی و تحقیقاتی، پارک های علم وفناوری و مراکز رشد (انکوباتورها) اقدام کرده است. (6– صفحه14)
اما آنچه که مبرهن است این موضوع میباشد که ارتباط و تعامل بین صنعت و دانشگاه آن چنان که انتظار میرفت، چندان توفیقی نداشته ، زیرا بیشترین فارغالتحصیلان در دانشگاههایی تحصیل کردهاند که نه متعلق به شهرک علمی و تحقیقاتی هستند و نه در پارکهای علم و فناوری آموزش دیدهاند از سوی دیگر دانشجویان دانشگاه صنعت خاصی نیز نیستند و مهمتر از آن اینکه ما با تکیه برسرمایههای فکری این دانشجویان که از دانشگاههای معتبر کشورمان می باشند ، در مجامع بینالمللی ادعای تولید علم و دانش داریم ، اما دانش تولید شده تا چه اندازه کاربردی بوده و به صنعت کشور تزریق میشود، ملموس نیست .
در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شدهاند بیشتر به عواملی که دارای تعاریف پیچیده بوده و در کوتاه مدت نمیتوان آنها را بر طرف کرد اشاره شده است (مانند بوروکراسی اداری ، عدم وجود فرهنگ تحقیقات ، وارداتی بودن صنعت و دانشگاه ، نداشتن بودجه و ... ) که روشی برای فرافکنی بوده و کمکی به رفع چالشها نمیکند،در ضمن همه اینها در جوامع مختلف دیگر نیز وجود دارند و دلیلی برای عقب ماندن ما از قافله جهانی نمیباشد.
به دلایل زیراست که طرحهای ارائه شده و اقدامات انجام شده توسط دولت و سازمانهای وابسته به صنعت و دانشگاه ، جهت برقراری ارتباط بین دانشگاه و صنعت ، بیشتر در حد یک طرح و تشکیل یک شرکت یا دفتر باقی مانده است :
1- آنچه متأسفانه در کشور ما و از هنگام شکلگیری صنایع و دانشگاهها دیده شده است نوعی بیتوجهی و حتی بدبینی متقابل میان صنایع و دانشگاهها است، صاحبان صنایع علاقهای به برقراری ارتباط با دانشگاهها و بهرهمندی از دانش و علم آنها از خود نشان نمیدهند وبعضاً حالتی از بدبینی نسبت به دانشجویان و فارغالتحصیلان در بین آنها به چشم میخوردکه افق برقراری ارتباط را تیره و تار میسازد. و از طرف دیگر دانشگاهیان و دانشجویان نیز تصویر روشنی از صاحبان صنایع و کارصنعتی در ذهن خود ندارند و این مسایل روی هم رفته ایجاد چنین ارتباطی را دشوار میسازد.(3 – صفحه 269)
2- دولت بعنوان حلقه اتصال بین دو مرکز مورد نظر در ایران ، بنحو شایسته انجام وظیفه نکرده یا طرحها و اقدامات آن اثربخشی کافی نداشته است. طرحهای مطالعه نشده مختلف دولت از ایجاد رشتههای فنی در دانشگاهها گرفته تا الزام طرح کاد دبیرستانها دردهه 1370 وکارورزی در دانشگاهها ،با شکست مواجه شده و هیچ کمکی به فارغالتحصیل شدن افراد با دانش فنی مفید، نکرده است و بدتر از همه به ایجاد فضای بیاعتمادی بین صنعت و مراکز دانش کمک کرده است.
3- ضعف صنایع و رقابتی نبودن عرضه در جامعه باعث شده است که مراکز صنعتی برای ارتقائ دانش فنی و پیشرفت خود از طریق ارتباط با دانشگاه ، چندان رغبتی نداشته باشند. بعنوان مثال شرکت های خودروسازی ما بعد از چندین دهه فعالیت ،هنوز مونتاژکننده تولیدات سایر کشورها میباشند و در بازار وسیع ایران هیچ گونه تهدیدی از جانب رقبا احساس نمیکنند تا انگیزه ای باشد که به دنبال آن برنامهای برای بدست آوردن دانش روز بوده ودر پی ایجاد فرصت ارتباط با دانشگاه باشند.
4- انحصاری بودن برخی از صنایع و دانشگاهها از جمله صنایع نظامی و رشتههای تحصیلی مربوط به آنها و ممانعت از واردشدن سایر بخشها در این عرصه موجب محرومیت دیگر مراکز علمی و صنعتی از تعامل با این نهادها شده است.
5- عدم نظارت کافی از طرف دانشگاهها در مواردی که دانشجویان برای گذراندن دورههای موظفی (کارورزی ) بایستی با مراکز صنعتی در ارتباط باشند.حضور یا عدم حضور دانشجو در این مراکز به خود او واگذار شده و تنها داشتن یک برگ گواهی مبنی بر حضور ایشان و داشتن فعالیت در مراکز صنعتی کافی میباشد لذا هیچگونه ممیزی یا نظارت برای تایید گواهی صادر شده وجود ندارد.
6- الزامی از طرف دانشگاه برای حضور اساتید در مراکز صنعتی برای آشنا شدن با چالشهای صنعت کشور وجود ندارد و بالعکس عدم اجبار از طرف مراجع قانونی به مراکز صنعتی برای استفاده از طرحها و ایدههای دانشگاهها.
نتیجه گیری:
باتوجه به اینکه قدمت دانشگاه و صنعت به شکل امروزی در کشور ما ،از هفتاد سال تجاوز کرده است هنوز نداشتن متولی فعال برای ایجاد تعامل و نظارت بر آن و نداشتن درک درستی از طرفین ، هم از جانب دانشگاه و هم از جانب صنعت، باعث شده است که انتقال دانش (دانش صریح از دانشگاه به صنعت و دانش ضمنی از صنعت به دانشگاه ) بین دو عنصر پایهای توسعه به کندی صورت بگیرد و به تبع آن جامعه از ثمره داشتن دانشگاه مولد دانش مورد نیاز صنعت محروم باشد و از طرف دیگر برخی صنایع بدون اطلاع از فنآوری نوین و نیازمندیهای مشتریان خود و در مواقعی نیز با داشتن آگاهی از آن ، به این دلیل که تنها تامین کننده در جامعه ما هستند ، همچنان مانند صنایع دوره تولید انبوه به کار خود ادامه میدهند، غافل از اینکه عدم آشنایی با دانش و فنآوریهای نوین ، عمر آنها را کاهش داده و در عرصه رقابت جهانی به راحتی آنها را از چرخه رقابت بیرون خواهد کرد و از سوی دیگر اگر دانشگاه نتواند خروجی خود را از طریق همکاری با مراکز صنعتی تبدیل به محصول نماید ، در حد یک مصرف کننده دانش وارداتی باقی خواهد ماند .
در کل نتیجه این میشود که چرخه بهبود و توسعه جامعه از حرکت میایستد وچون صنعت نمیتواند دانش تولید شده در دانشگاهها را گرفته و طی فرایندهای تولیدی از آن بهرهبرداری کند لذا دانشگاه نیز از تولیدات خود بازخوردی دریافت نمیکند تا با اقدامات اصلاحی رفتار خود را بهبود دهد، پس صنعت و دانشگاه ما هر دو فقط بعنوان مصرف کننده به حیات خود ادامه خواهند داد.
با توجه به مطالب ارائه شده و موانعی که ذکر گردید و انتظاری که جامعه از دانشگاه بعنوان سازمان منسجم و نظام یافته ودانشگاهیان بعنوان قشر آگاه جامعه دارد ،دانشگاه اقدامات زیر را بصورت راهکار انجام داده و پیشگام برقراری تعامل با صنعت باشد:
ü واحد درسی که بعنوان کارورزی در دانشگاهها ارائه میشود همچنان وجود داشته باشد با این تغییر که زمان و تعداد واحدهای آن اضافه شده و به کلیه رشتههایی که با صنعت مرتبط می باشند تعمیم داده شود (بعنوان مثال حضور فعال در کارگاه یا کارخانه تولیدی به مدت سه ماه برای مقطع کاردانی و شش ماه برای کارشناسی و بالاتر )و موضوع پروژه از طرف اساتید مربوطه و باتوجه به نیاز صنعت ارائه گردد، در ضمن استاد مربوطه ، به حضور و فعالیت دانشجو در محل صنعت نظارت داشته و اجرا پروژه را بر اساس مفادی که از قبل طرح شده و به اطلاع دانشجو رسیده است ، مورد ممیزی قرار دهد.
ü برای برداشته شدن دیوار بیتوجهی و بیاعتمادی صنعت به دانشگاه، طرحی در مراکز علمی اجرا شود که از بین فعالان صنعت از کسانیکه دارای دانش ضمنی قوی هستند ،آزمون گرفته شود و پس از سنجش میزان توانمندی این افراد و با ارائه یکسری واحدهای تخصصی و آشناکردن آنها با دانش صریح مورد نیاز صنعت، کتابچهای بعنوان پروژه پایان نامه این افراد که حاوی دانش ضمنی آنها میباشد تحویل گرفته شود و مدرکی معادل مدارک دانشگاهی اعطا گردد.
منابع:
1- معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری – 1390 – قله های افتخار – دفتر ارتباط و اطلاع رسانی – چاپ اول
2- غدیری ،مجتبی – 1385 – دانشگاه کارآفرین،مدیریت دانش و توسعه صنعتی
3- فیوضات ،ابراهیم و تسلیمی ، رضا – 1386 – بررسی جامعه شناختی رابطه دانشگاه و صنعت در ایران امروز – پژوهشنامه علوم انسانی – شماره 53 – صفحه 288-267
4- شفیعی،مسعود و یزدانیان ،وحید – 1387- توسعه مفهومی ارتباط بین صنعت و دانشگاه : از رهیافت های عمل گرا تا رهیافت های نهادگرا- مجله صنعت و دانشگاه – سال اول – شماره 1- صفحه 45 تا 33
5- فائض،علی و شهابی ،علی – 1389 - ارزیابی و اولویت بندی موانع ارتباط دانشگاه و صنعت- فصلنامه رهبری و مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحدگرمسار - سال چهارم- شماره2-صفحه 97 تا 124
6- سلجوقی، خسرو- 1385-پارک ها و مراکز رشد علم و فناوری یکی از زیر ساخت های دسترسی به جهان - سومین کنگره بین المللی همکاریهای دولت، دانشگاه و صنعت برای توسعه ملی- جلد 4- صفحه 14